Letter to Dad

Dad,

Your seven children love and miss you very much. We are writing you this letter in the hopes that you will be able to read it wherever you are and know that you are in our thoughts and prayers every minute of every day.

As you know, Mom is our “Rock.” She has encouraged us to take each day one day at a time. While we are sure it will come as no surprise to you, she has amazing strength and has been an inspiration to all seven of us.

Dad, in your absence, we still strive to make you proud of us. We wanted to share with you some of the things that we have been up to…

The three of us that are in school are receiving good grades and are participating actively in sports and other extracurricular activities. Your second son is heading to Italy in a couple of days, and your youngest daughter is running for president of the school’s National Honor Society in a few weeks.

Your oldest son continues to teach in Japan, and his Japanese is coming along quite well. He has been accepted to several law schools and in the fall will be attending a prominent school that has offered him a scholarship.

Your third daughter has raised over $1250 for the charity walk she is participating in this month. She wanted to thank you for being so encouraging when she first started fundraising.

We have celebrated four birthdays in the past two months, including yours, but they were not the same without you. Your return has been the only present any of us has wanted.

Your first grandchild was baptized last month. You would have laughed as he babbled his way through the entire ceremony! He is beginning to crawl and has cut two teeth already. Every day, his mommy sings to him The Babies Song, your original song which you sang to each one of us. He has grown and changed so much in such a short time.

We thought of you all day on yours and Mom’s 33rd wedding anniversary. We wish that the two of you could have been together to celebrate so many years of “domestic bliss,” as you call it. Your marriage is a shining example of what we all aspire to.

Speaking of mom again, we celebrated Mothers’ Day with her this past weekend. There were four of us Levinson children, plus your son-in-law and your grandson, who were able to enjoy our dinner together. It was the first Mothers’ Day for your second daughter. Needless to say, your presence was truly missed.

Everyone who knows and loves you has been sending their love, support, and well wishes to you, Mom, and us kids. We know that you would appreciate all of the kind words that have been spoken about you.

We are all looking forward to your welcome home party. It cannot seem to come soon enough. We pray for you every day and look forward to having you come home to us safe and sound.

Dad, you are the best dad anyone could ever ask for, and we love and miss you more than words can say. We are so proud of you, and the world now knows what we have known all along – what an intelligent, kind, and gentle man you are.

Love,
Your Children
(Bugga Bird, Lumpy, Goose, Memmo, Happy J. Face, Turtle Girl, and the Roasted Baby)

Farsi – My Letter to Iranian President Ahmadinejad

کریستین لوینسون

1440خیابان کارول ریج شماره 348

کارول اسپرنگ فلوریدا 33071

25 اوریل 2007 [5 – اردیبهشت – 1386]

دکتر محمود احمدی نژاد، ریئس جمهور دولت جمهوری اسلامی ایران،

من کریستین لوینسون هستم. شوهرم رابرت از تاریخ 8 مارس 2007 [18 اسفند 1385] که به جزیره کیش مسافرت کرده مفقود گردیده و از ان تاریخ تا کنون از او بی خبرم. هفته گذشته گزارش داده شد که دولت شما نسبت به درخواستی که جهت اطلاع از محل همسرم بوده، پاسخ داده است. سپاسگزارم از اینکه بین دول ما گفتگوئی در مورد همسرم صورت میگیرد.

امیدواری من به فعالیتهایم جهت یافتن همسرم پس از خواندن نامه مورخ 29 نوامبر 2006 [ 18 اذر 1385]

شما که به مردم امریکا نوشته بودید بیشتر شد. من نامه شما را مکررخواندم. در زمانی که با عظیم ترین مشکل زندگی ام مواجه شده ا م، حرفهای صادقانه شما مشوق من درنوشتن این نامه شده است.

شما از تشویش و نگرانی خود در مورد اشکالاتی که انسانهای شریف آن قسمت از جهان با آن مواجه هستند مرقوم داشته اید. شما عقاید و باورهای خود را در مورد “ترویج آرمان گرائی و معنویت انسانی از جمله شفقت و مهربانی، یکدلی و احترام به حقوق بشر، تضمین عدالت و مساوات و دفاع از بیگناه و ضعیف در برابر ستمگر و قلدر.” شما برای ما و تمامی ملل دنیا جهت نائل شدن به شان، مقام و موفقیت دعا کردید.

برای من غیرممکن است که بتوانم مشکلاتی را که شما بعنوان ریئس جمهور یک دولت قدرتمند با آن مواجه میشوید درک نمایم. با اگاهی از دشواریها، رنج و مصیبتی که مردم آن قسمت از جهان با آن روبرو هستند،

احساس ناراحتی میکنم که ازشما درخواست رسیدگی به ان امررا مینمایم. ولی بعنوان یک همسر و یک مادر، مجبورم که این تقاضا را ازشما بنمایم.

شما مرقوم داشته اید،”ما همه مستعد به انجام کار نیک و کمک بدیگران بخصوص به افراد نیازمندیم.” من محتاج به کمک شما هستم. هفت فرزند مانیز احتیاج به کمک شما دارند.

شما نوشته اید، “ما همه از تاریکی، فریب، دروغ و تحریف نفرت داریم و در جستجو وستایش رستگاری، روشنائی، صمیمیت وصداقت میباشیم.” برای من این سکوت تاریکیست. من فقط در جستجوی واقعیت درباره شوهرم میباشم که چه اتفاقی برایش افتاده و محل کنونی اش کجاست؟

من اطمینان دارم که شما بعنوان ریئس جمهور دولت جمهوری اسلامی ایران قادرید که از قدرت و توانائی خود استفاده نموده و دریابید که چه اتفاقی برای شوهر من افتاده است؟ من امیدوارم که شما موفق به یافتن او شده و به اویاری داده تا به نزد خانه وخانواده اش برگردد.

شما نوشته اید، “ملت ما همیشه دست یاری و دوستی به دیگر ملتهای دنیا داده است.” با ازاد کردن اخیر سربازان انگلیسی در ماه مارس و آزاد نمودن یک فرانسوی تبار و عفو دو سوئدی در ماه اوریل که بتوانند به

نزد خانه و خانواده خود برگردند، نشان دادید که اینها فقط حرف نمیباشند.

من خود را با اعتقادات شما شریک میدانم که “هر دو ملت ما، ملتی از خدا بترس، عاق صداقت و پیرو عدالت میباشند.” من شوهرم رابرت را با همین کلمات توصیف مینمایم.

من امیدوارم که با راهنمائی شما بتوانیم بهترین راه را برای یافتن و برگرداندن شوهرم پیدا کرده و به یاری پروردگار او را به منزلش برگردانیم.

منزش را بیابم.

من با آقای ظریف ،نماینده دائمی ایران در سازمان ملل متحد، تماس گرفتم به امید اینکه این نامه را به شما برساند. امیدوارم که شما از اینکه آقای ظریف رابطه ما باشد احساس راحتی بکنید. چنانچه ترجیح بدهید، من

میتوانم هر راهی را که شما صلاح بدانید جهت تماس با من فراهم سازم.

در انتظار جواب شما هستم

محترمأ

کرستین لوینسن

Farsi – Text from Video Message May 9, 2007

من کریستین لوینستون، همسر رابرت لوینستون هستم.

من وفرزندانم این وب سایت راجهت تقاضای مساعدت ازشما برای یافتن رابرت ساخته ام تا او بتواند به خانه اش برگردد.

همسر من در دهم مارس [20 اسفند]، زمانیکه از جزیره کیش در جمهوری اسلامی دیدن میکرده، مفقود گشته. از آن زمان تا کنون گزارشات ضد و نقیضی از وضعیت و محل او داده شده است. حتی گزارشی مبنی بر رهائی وی داده شده که صحت ندارد.

این تجربه مانند یک کابوس برای من و فرزندانمان میباشد. ما از شروع این واقعه در ظلمات زندگی میکنیم. ما فقط میخواهم از او با خبر شویم ، اورا ببینیم و به او کمک کنیم تا به خانه بازگردد.

ما در جستجوی واقعیت میباشیم. مسلمأ کسی هست که ازمحل وی آگاهی داشته باشد.

من به دولت امریکا و ایران روی آوردم، ولی هیچگونه تغییری حاصل نگردید.

دوهفته قبل، من نامه ائی خصوصی به ریئس جمهور محمود احمدی نژاد فرستاده و درآ ن استدعای کمک از ایشان نمودم. نمیدانم اگرایشان نامه مرا دریافت کرده باشند. من نامه مزبور را به انگلیسی و فارسی در این وب سایت گذاشته بامید اینکه ایشان و سایر صاحب منصبانی که قادر به یاری میباشند، آنرا بخوانند.

من اطمینان دارم که دولت ایران قادر است که از قدرت وتوانائی اش استفاده نموده و دریابد ک چه اتفاقی برای همسر من افتاده است. من امیدوارم که آنها محل وی را شناسائی نموده و اقدامات لازمه را جهت برگرداندن او بنمایند تا او بتواند نزد خا نواده اش بازگردد.

در نامه ای که ریئس جمهور احمدی نژاد به ملت امریکا نوشتند، مرقوم داشته اند، “ما همه مستعد برای انجام کارهای نیک ودست یاری بیکدیگردادن میباشیم، خصوصأ به نیازمندان.”

من محتاج به کمک شما هستم. خانواده ما محتاج به یاری شما هستند. چنانچه کسی اطلاعی در مورد همسرم دارد و اگر کمکی جهت برگرداندن او از ما ساخته است لطفا با ما در[email protected] تماس بگیرید.

با سپاس.

33rd Anniversary

My husband, Robert Levinson, is missing in Iran. He was last seen March 8th on Kish Island in the Persian Gulf. Bob is a good and kind man. He loves his family and we love him. Friday, May 11th, is our 33rd wedding anniversary. To see Bob face to face and to be able to tell him how much I love him is the only gift I want. Please help me bring him home. Thank you.

My Letter to Iranian President Ahmadinejad

April 25, 2007

Dr. Mahmoud Ahmadinejad, President of the Islamic Republic of Iran,

I am Christine Levinson. My husband, Robert, has been missing since he traveled to Kish Island on March 8, 2007. I have not heard from him since then. Last week it was reported that your government responded to a request for information about my husband’s whereabouts. I am thankful there is communication between our governments in regards to my husband.

I am more hopeful about my efforts to find my husband since I read your letter to the American people from November 29, 2006. I’ve read your letter many times. The sincerity of your words encouraged me to write to you as I am faced with the greatest difficulty of my life.

You wrote about your anxieties and concerns regarding the difficulties faced by the noble people living in your part of the world. You expressed your belief in “the promotion of human ideals such as compassion, empathy, respect for the rights of human beings, securing justice and equity, and defending the innocent and weak against oppressors and bullies.” You prayed for us and for all nations of the world to be blessed with dignity and success.

The challenges and difficulties you face as the president of a powerful nation are impossible for me to comprehend. Knowing the hardship, suffering and tragedy faced by many people in your part of the world, I feel conflicted when asking for your consideration. But as a wife and a mother, I am compelled to do so.

You wrote, “We are all inclined towards the good, and towards extending a helping hand to one another, particularly to those in need.” I need your help. Our seven children need your help.

You wrote, “We all detest darkness, deceit, lies and distortion, and seek and admire salvation, enlightenment, sincerity and honesty.” The silence is darkness to me. I only seek to know the truth about what happened to my husband and where he is right now.

I am confident that you, the President of the Islamic Republic of Iran, will be able to use your power and ability to find out what happened to my husband. I am hopeful that you can locate him and help him get home to be with his family.

You wrote, “Our nation has always extended its hand of friendship to all other nations of the world.” You have demonstrated that these are not just words with the recent release of the British sailors in March and the release of the French citizen and the pardoning of the two Swedish nationals in April so they could return home to be with their families.

I share your belief that “both our nations are God-fearing, truth-loving and justice-seeking.” I would use the same words to describe my husband, Robert.

I am hopeful that, with your guidance, we will know best how to proceed in finding my husband and, God-willing, bringing him home.

I made contact with Mr. Zareef, the Permanent Representative to the Iranian Mission at the United Nations in hope that this letter would be delivered to you. I hope you are comfortable using Mr. Zareef as a point of contact for me. If you prefer, I’ll provide you with any other method of contacting me that you deem necessary.

I await your response.

Sincerely,

Christine Levinson